تبليغاتX
سیاه وسفید
سیاه وسفید

من خسته ترين واژه ملموس شبم ,کاش در اين وسعت تاریک يک نفر درد مرا مي فهميد

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

روز کوروش کبیر 17 اسفند

شنبه بیست و ششم اسفند 1385-18:33 -مانی رها

عصرایران- مردم اسراییل دیگر یهودیان سراسر دنیا دیروز رو به ایران سر تعظیم فرود آوردند و به کشورمان ادای احترام کردند.

به گزارش عصرايران (asriran.com)، "رادیو ملی" اسراییل اعلام کرد: یهودیان دیروز به نشانه احترام به کورش کبیر در ایران که مانع از نسل کشی آنها شد، به سوی ایران سر تعظیم فرود آوردند و به روح او درود فرستادند.

این رادیو افزود: پناه دادن به یهودیان توسط کوروش کبیر در زمان هخامنشیان، هنوز به یاد پیروان این دین الهی مانده و با وجود گذشت هزاران سال از آن موقع، یهودیان در سراسر دنیا به خاطر میهمان نوازی آن پادشاه ایرانی، به سوی این کشور تعظیم می کنند.

رادیو ملی اسراییل تاکید کرد: طی مراسم ویژه در "میا شاریم" اسراییل که با حضور صدها هزار اسراییلی برگزار شد، یهودیان بر کوروش کبیر، دانیال نبی، استر و مردخای درود فرستادند.

در این مراسم که هر سال یک بار برگزار می شود، دختران و پسران جوان یهودی با پوشیدن بهترین لباس های خود، برای پیروی از ایده فکری کوروش کبیر اعلام آمادگی می کنند و او را سمبل آزادیخواهی در عهد باستان می دانند که در عصر معاصر نیز ایده هایش نقش کاربردی بازی می کند.

در این مراسم، یهودیان مستقر در اسراییل با فرستادن درود بر کوروش کبیر مدفون در پاسارگاد، دانیال نبی مدفون در شوش دانیال و استر و مردخای مدفون در همدان از آنان به عنوان سمبل های آزادی یاد کردند.

در حاشیه این مراسم، یهودیان حاضر در مراسم برگزار شده در اسراییل، آدولف هیتلر و محمود احمدی نژاد را به عنوان بانیان اصلی ایده نابودی یهودیت نفرین کردند.

لازم به ذکر است که یهودیان سراسر دنیا در این مراسم رو به ایران کرده و به نشانه احترام به کوروش پادشاه هخامنشی، سر تعظیم فرود آوردند.

نکته حائز اهمیت اینکه نفرین کنندگان اسراییلی احمدی نژاد که از صهیونیست ها تشکیل شده بودند، ظاهرا این نکته را فراموش کرده اند که رییس جمهور ایران ضد صهیونیست است نه ضد یهودیت.

 

نظرات كاربران:
اینا هم خودشونو گیر آوردن، فکر کردن همه خر هستن که این جور مظلوم نمایی هاشونو باور کنن، انگار نه انگار که هر روز دارن سر فلسطینی های بیچاره بلا میارن ...
در واقع یهودیان در این روز سالگرد قتل عام 000و80 ایرانی را که با حیله استر و مردخای کشته شدند جشن می گیرند. یک جشن ننگین! این جشن ادای احترام به کورش بزرگ نسیت. به عهد عتیق و داستان استر مراجعه کنید.
و اين گونه شد که يهوديان و صهيونيست هاي کورش پرست به جعل تاريخ ايران باستان!!! پرداختندو يک دفعه کورش جنايتکار به قهرمان تاريخ بدل گشت.
لطفا فاش کنيد که اين استر و مردخاي به کمک داريوش بزرگ! چه جنايت تاريخي را در تاريخ اين سرزمين مرتکب شدند.
همه اين قصه ها براي اين بوده كه اسم احمدي نژاد را كنار آدولف هيتلر بگذارند...ولي اين ترفند ها ديگر قديمي شده و مردم با هوش تر از اين حرف ها هستند و مي دانند اگر يهوديان ستمديده به ايران پناه آورند احمدي نژاد هم همان كاري را خواهد كرد كه كورش كبير انجام داده و اين كار را هم كرده و يهودياني كه تحت ظلم صهيونيست ها هستند مورد حمايت ايران و احمدي نژاد قرار دارند اما در اين زمان هر انسان هوشمندي مي داند كه صهيونيست هاي اسراييلي در مكان ظالم و غاصب هستند نه مظلوم ورانده شده و هم اكنون فلسطينيهاي مظلوم و رانده شده نياز به حمايت و كمك دارند وايرانيان همواره در طول تاريخ حامي مظلوملن بوده اند چه كوروش كبير ...چه احمدي نژاد...
براي اين آدم بي سواد و بي ادب متاسفم كه كوروش بزرگ انطور بي شرمانه مورد خطاب قرار داده براي اطلاع اين خواننده گستاخ عرض كنم كه به تفسير الميزان سوره كهف مراجعه كنه تا ببينه خدا چند آيه از قرآن به فضيلت هاي اين پادشاه دادگر ايراني اختصاص داده.
لطفا همه چی رو با هم قاطی نکنید کسی که گفته کوروش جنایتکار اول برید خدمات این آدم رومطالعه کنید بعد بیاید نظرات گوهر بارتون رو بنویسید
نام کورش در قران هم ب نيکي ياد شده.اين جواب اون اقا که کورش را ...؟
کوروش از حاکمان عدالت پرور و بزرگ ایرانی بود که حتی در قران هم به نیکی
و بزرگی از او یاد شده است .
یهودیان یکی از بزرگترین جعل سازان تاریخ هستند چه درباره خودشان و پیامبرشان و چه درباره دیگران از جمله جعل سازی تاریخ ایران و معرفی کردن یک جنایتکار تاریخی به عنوان یک منجی مثل کوروش و داریوش
نام ایران بی نام کوروش کبیر مفهومی ندارد .پس لطفا به افتخارات ایرانی توهین نکنید.
بايد براي كساني كه تاريخ ايران رو نميدانند تاسف خورد .كورش تنها پادشاه ايران بود كه حتي تاريخ نويسان مخالف ايران هم از او به نيكي ياد كرده اند و حتي در قران نيز نام او ذكر شده است .
کورش به راستی ابر مرد دنیا بود ان زمان که عربهای بت پرست دخترانشان را زنده به گور میکردند و اروپاییان بر روی درختان بودند و به وحشیانه ترین وجه همدیگر را میدریدند و امریکایی وجود نداشت (غیر از تعدادی دایناسور)کورش بزرگ که رحمت خدا بر او باد منشور ازادی و دمکراسی را تدوین کرد که هم اکنون بر سر در سازمان ملل متحد است ایا برای افتخار کم است
با وجود آدمهای پر از بغضی مثل اون آقا که به کوروش کبیر تهمت و افترا می بندند باید هم منتظر فیلم سراسر دروغی مثل 300 شد.معلومه ایشون نه قرآن می خونه و نه تاریخ ایران را !
راستي درکجاي قرآن به کوروش اشاره شده؟ مدعيان با اذهان جهت دهي داده شده لطفا جواب دهند؟
بااين حرف ها ورفتارهاي گول زننده نمي توانند مردم شريف وباشعور ايران زمين را رافريب دهند.به قول بنده خدا، ..... خودشان هستند.ضمناً آقاي احمدي نژاد محبوب دل همه ايرانيان است.
اگر اينطوريه پس چرا به فيلم 300 كه كورش و داريوش و خشارشاه رو به لجن كشيده اعتراض نميكنند
در قران کوروش با نام ذوالقرینین یاد شده است که همه به اتفاق او کسی جزکوروش نمیدانند.
نام ایران با کوروش زنده است. که به همه ادیان و فرهنگها احترام می گذاشت.لطفا نام ایران را خراب نکنید .بروید کمی تاریخ ایران را مطالعه کنید.
این برای اون کسی که گفته تو کجای قران اسم کوروش اومده (از ایه 83 تا 98 سوره کهف رو لطفا بخوانید ) راستی به زبان عربی کوروش میشه ذوالقرنین
خودمونیما...کوروش عجب اشتباهی کردا...
این فردی که همه دنیا را به نحوی وحشی غیر متمدن ومحل سکونت دایناسور معرفی کرده از تمدن درخشان ایام باستان در مکزیک هند چین یونان روم مصر یمن و .... اطلاعی ندارند ویا تجاهل میکنند . متاسفانه ما ایرانیان همیشه به گذشته های دور و بعضا موهوم افتخار و بفکر ساختن اینده وشکوفاکردن این تاریخ و فرهنگ غنی وپربار گذشته نیستیم . اعراب را جاهل و بت پرست مینامیم ولی دلیل پیروزی آنان را در جنگ با امپراطوری ساسانی نمیدانمیم یا واقعیات را وارونه جلوه میدهیم.سراسر حکومت شاهان در این مملکت با ظلم بیرحمی وتجاوز عجین بوده است . کوروش نیز پادشاهی بوده است چون دیگر شاهان و افتخاری برای توده مردم نیست . بخش های غنی و پربار تاریخ این مملکت مرهو ن و مدیون همین توده مردم و پابرهنه هاست که با سختی و عبور از لایه های طبقات حاکم توانسته اند فانوس افتخار گذشته های این مرز و بوم باشند وگرنه افتخار به استخوانهای پوسیده شاهان ستمگر که افتخاری ندارد . بیایید واقع بین باشیم و خود را نفریبیم .
جناب بالايي به شناسنامه ات نگاهي بينداز ببين ايراني هستي؟
كجاي قرآن گفته كوروش مرد مومن؟ ديگه جاي بحث نداره طرف شاه بوده هر كاري مي كرده كه حكومتش پايدار باشه . . . آدم كشي هم زياد كرده

لینک ثابت |

چهار شنبه سوری

شنبه بیست و ششم اسفند 1385-18:30 -مانی رها

گزارش تصویری / چهارشنبه سوری در تهران
چهارشنبه سوری در تهران ...

عکس / رئوف محسنی

تاریخ انتشار، تهران: ۱۰:۵۸  ,  ۱۳۸۵/۱۲/۲۳
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز می باشد.  

© 2003-2005 Mehr News Agency

لینک ثابت |

زرتشت

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385-10:44 -مانی رها

زرتشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون 1510م.
تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون 1510م.

زَرتُشت، زردشت،زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی‌گری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زرتشت در روز ششم فروردین زاده شده ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندین هزار سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) در روستای انبی دانسته‌اند. پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه شمال غربی ‌ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز پنجم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یك تورانی به نام توربراتور کشته شد.


فهرست مندرجات

[نمایش داده شود]

[ویرایش] معنی اسم زرتشت

بیشتر از ده شکل برای اسم زرتشت در زبان فارسی موجود است.زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره دست و زره هشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر می نامد و گاه نیز اسم خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده می شود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» ذکر می شود.البته این اسم خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان می گویند.ظاهراً معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است.

از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کرده است.دینون یونانی آنرا به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده است.آنچه که مشخص است این است که این اسم مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.انواع و اقسام معنی برای آن درست کرده اند که شرح همه آنها موجب طول کلام خواهد شد.البته اکثر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند.بارتولومه جزء اول را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده است.شاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمده است ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده است.

در جزء دوم این اسم اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر مانند بسیاری از اسامی قدیم ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی می دهد و به همان معنی است که امروز در فارسی می باشد.مثل فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را می دهد.[1]

زردشت دهقان زاده ای بوده که اصلیت آن به مادها بازمی گردد.پیام های او به وسیله ی سروده هایش که گات یاگاهان نامیده می شوند به مارسیده است منابع:تاریخ جامع ادیان

[ویرایش] تبار و خانواده زرتشت

جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود.

هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او روحانی، پسر دوم جنگجو و پسر سوم شبان بوده است.

لفظ اشو که به معني مقدس روحاني و جسماني راستي و درستي است و در اوستا زياد آمده است صفت يا عنوان پيغمبر مي باشد. به طوري که در اکثر جاهاي اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص يافته و ديگر مقامي بالاتر از ان نيست که مخلوقي از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئي مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مه‌آباديان نامیده اند.

[ویرایش] خاستگاه زرتشت

از این پیامبر ایرانی‌ در یشت‌های‌ کهن‌ سخن‌ میآید که‌ در (اَریّانَ و یَوچَه‌) در ساحل‌ رود (دائیتی) در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ متولد گردید در (زامیادیشت‌) زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ ئی‌ میداند که‌ در آن‌ دریاچه‌ (کوسَویّ) است‌ که‌ مطابقتی‌ با دریاچه‌ هامون‌ دارد. بهر تقدیر ناحیه‌ (اَریانَّ و یوچَه‌) گاه‌ خوارزم‌ پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آن را آذربایجان‌ و بعضاً بدلیل‌ مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ (اَرُدویسورااناهیتا) می‌شود آن را در سیستان‌ ذکر کرده‌اند. امروز بر این‌ باوریم‌ که‌ گاهان اثری‌ قبل‌ از زرتشت‌ پیامبر محسوب‌ می‌شود تاریخ‌ موجودیت‌ زرتشت‌ را نمی‌توان‌ بطور قطع‌ مشخص‌ نمود که‌ احتمالاً قدمت‌ آن‌ از ۱۴۰۰ سال‌ قبل‌ از میلاد تا ۶۳۰ سال‌ ق م‌ می‌دانند. زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخواست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌‌ بودند.

[ویرایش] اندیشه زرتشت

زرتشت‌ آزادی‌ و اختیار را گزینشی‌ برای‌ مردم‌ میداند. بهره‌ کار هر کس‌ همانست‌ که‌ انجام‌ می‌دهد جبری‌ برای‌ اشخاص‌ نیست‌ نیکی‌ اشخاص‌ جز بهره‌ئی‌ از نیکوئی‌ و شر اشخاص‌ جز شری‌ برای‌ وی‌ نخواهد بود. هرمزد یا اهورامزد احتمالا در این آیین خدا هستند و اهریمن هم دیو است.

عناوین مربوط به مزدیسنا فروهر

تاریخچه دین زرتشت

زرتشت | گشتاسب | مزداپرستی در دوره هخامنشی | مزداپرستی در دوره اشکانی | مزداپرستی در دوره ساسانی | تاریخ زرتشتیان پس از اسلام | پارسیان هند | زرتشتیان ایران


مفاهیم
اهورامزدا | اهریمن | امشاسپندان | سوشیانس |هوشیدر | زروان | فرجام‌شناسی | هوم | آتش‌های مقدس | مغ | گئوش‌اورورن | دیوها | اردویسور اناهید | فروهر


افراد مهم
زرتشت | گشتاسب | کرتیر | تنسر | موبدان | ابراهیم پورداوود | بابک خرمدین | فرهنگ مهر | منوچهرجی جاماسپ‌آسانا


آیین‌ها و اماکن مقدس
جشن‌ها | گاهنبار | سدره‌پوشی | آیین‌های طهارت | درون | برسم | کستی | ور | گاهشماری زرتشتی | کعبه زرتشت | آتشکده‌ها |استودان | برج خاموشان | چک‌چک


نوشته‌های دینی
گاهان | اوستا | خرده‌اوستا | بندهشن | دینکرد | زادسپرم | شایست نشایست | زند | پازند | مینوی خرد | اردویرافنامه | دادستان دینی | آفرینگان | سی‌روزه | نیایش‌ها | ماتیکان گجستک ابالیش | ادبیات پهلوی | اوستاشناسی


[ویرایش] پانویس

  1. ^  مطالب مربوط به معنای اسم زرتشت مربوط است به کتاب گاتها، قدیمی ترین قسمت اوستا

[ویرایش] منابع

  • گاتها، قدیمی ترین قسمت اوستا /تالیف و ترجمه ابراهیم پورداوود، انتشارات اساطیر، تهران.
  • اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران.
  • بر فلسفه ‌انتخاب ‌ نویسنده‌: احمد یاسان ‌ ناشر: انتشارات‌ بانک‌ قلم‌ تعداد صفحه‌: ۲۰۳ شمارگان‌: ۳۰۰۰ جلد نوبت‌ چاپ‌: اول‌ تاریخ‌ چاپ‌: ۱۳۸۰ شمسی‌

[ویرایش] پيوند به بيرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های
در ویکی‌گفتاورد موجود است.

لینک ثابت |

نوروز ایرانیان

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385-10:37 -مانی رها

نوروز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

چیدن سفره هفت سین از آئین‌های نوروزی است.
چیدن سفره هفت سین از آئین‌های نوروزی است.

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.(نگاه کنید به نوشتار: کشور های نوروز)

عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.

فهرست مندرجات

[نمایش داده شود]

[ویرایش] پیشینه نوروز

به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فره‌وشی (سرزندگی) اشاره دارد به اينكه که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی می‌کند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی می‎دارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها می‏روند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.

روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالی‏که مردم او را روی شانه‏های خود حمل می‏کردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.

در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام می‌‌گذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا می‌شود.

در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب می‌‌پاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوه‌ترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.

[ویرایش] آیین‌های نوروزی

از جشن‌های متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشن‌های اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

[ویرایش] خانه تکانی

خانه تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.

چنان زوایای خانه را می‌‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

[ویرایش] کارت شادباش

کاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.

[ویرایش] دید و بازدید

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌‌روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌‌گیرند.

[ویرایش] مسافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد می‌‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌‌گردند.

[ویرایش] دیگر آیین ها

آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.

تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...

این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌‌کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.

آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.

حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:

سخن در پرده می‌‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] پیوند به بیرون

[ویرایش] منابع

  • بخش آیین‌های نوروزی از:

وب‌گاه تباشیر

  • در آن وب‌گاه آمده: «برداشت مطالب از این سایت با ذکر منبع بلامانع است».


جغرافیای جشن نوروز
جمهوری آذربایجان | ارمنستان | ازبکستان | عراق | ترکیه | تاجیکستان | افغانستان | سوریه | ترکمنستان | قزاقستان | تانزانیا | مصر | ایران
جشن‌های ایرانی
نوروز

فروردینگاناردیبهشتگانخردادگانتیرگان

مهرگانیلداجشن سدهاسپندگان

لینک ثابت |

نقاشی فراتر از تصور؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-19:28 -مانی رها

نقاشی های زیبا با جزئیات فراوان

شاید قبلا این عکسهای زیبا را دیده باشید، اما مطمئنا ارزش دوباره دیدن را دارند! تصاویر زیر از نقاشی های زیبای یکی از نقاشان ایرانی به نام آقای ایمان ملکی است. دقت در جزئیات و ریزه کاری های بسیار زیبای آن واقعا جالب توجه است. تصویر اول یکی از این نقاشی هاست. می توانید ببینید که هر کدام از بخش های این تصویر خود به تنهایی می تواند یک تابلو جداگانه باشد.

تصاویر دوم و سوم و چهارم عکسهایی از تابلو اصلی هستند...

 

لینک ثابت |

شهرهای مهم جهان

چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-19:19 -مانی رها

پانزده افق برتر شهرهای دنیا!

1- هنگ کنگ، چین: هنگ کنگ به دلایل زیادی شماره یک این لیست هست! هنگ کنگ 39 ساختمان بسیار بزرگ با بلندی بیش از 200 متر را دارد و همچنین به خاطر 4 تا از 15 ساختمان بلند دنیا به خود می بالد. همه اینها در یک شهر است! خط افق هنگ کنگ انتخاب گسترده ای از برجهای آسمان سای مجزا با روشنایی و انعکاس زیبای شبانه را به نمایش میگذارد. این شهر یک مثال روشن برای آسمان خراشها و افق پست مدرن است. در نهایت کوهستان به عنوان پشت صحنه (همانطور که می بینید) این پرده را عظیمترین افق این سیاره کرده است!
جمعیت : 6.8 ملیون نفر

 

2-شیکاگو: شیکاگو زادگاه آسمانخراشهای مدرن است. در سال 1885 که شیکاگو اولین ساختمان بلندمرتبه استوار خودش را ساخت، آن بلندترین بنا در دنیا نبود، اما اولین مثال از یک فرم جدید مهندسی در جهان بود که تقریبا چهره تمام شهرهای زمین را دگرگون کرد. شیکاگو 17 ساختمان بلندتر از 200 متر دارد  که سه تای آنها جزو 20 ساختمان بلند دنیا و بلندترین در آمریکای شمالی هستند. شیکاگو بعضی از عالیترین نمونه های آسمان خراش های مدرن و معماری میان قرن را دارا می باشد.
جمعیت: 8.5 ملیون نفر

 

3- شانگهای- چین: حواستان باشد این را با یک پایگاه فضایی اشتباه نگیرید، شانگهای یک شهر واقعی است! پیشرفته ترین و بزرگترین شهر چین. در اوایل قرن بیستم گفته میشد شانگهای بین المللی ترین شهر دنیاست، اما در طی دوران مائو شکوه و جلال خود را از دست داد. اما همانطور که معماری مدرن آن نشان میدهد، اکنون این شهر جایگاه خود را دوباره به عنوان یکی از بزرگترین موتورهای اقتصادی جهان به سرعت به دست می آورد. در شانگهای شما 18 بنای بالای 200 متر خواهید یافت که یکی از آنها که به صورت دیوانه واری بلند است، برج تلویزیونی مروارید مشرق با 468 متر ارتفاع است.
جمعیت: 13.1 میلون نفر

 

4-نیویورک: نیویورک یکی از متراکم ترین و گوناگون ترین افقها، با عظیم ترین ساختمانها را دارد. فکر دائم هالیوود در مورد شهر جای تشکر دارد! همچنین افق این شهر قابل شناخت ترین افقها در جهان است. نیویورک 44 ساختمان جالب بالای 200 متر دارد: بیشترین در دنیا! محل برجهای اینک نابود شده تجارت جهانی، ساختمان مرکزی ایالتها، مجسمه آزادی و سازمان ملل متحد. نیویورک مرکز مالی جهان غرب است.
جمعیت: 21.0 میلون نفر

 

5- توکیو- ژاپن: توکیو  پرجمعیت ترین شهر دنیاست. افق توکیو مشخصات یکتایی دارد که آن را از دیگر شهرهای بزرگ دنیا مجزا میکند. از جمله 15 بنای بالای 200 متر ارتفاع شامل برج توکیو که هر شب رنگش عوض می شود. اما به دلیل تراکم و اندازه عظیم شهر هر گوشه ای به نظر می رسد افق خاص خودش را دارد. با محدودیت های ارتفاع و چراغهای قرمز مورد نیاز که در بالا و وسط همه ساختمانهای بلند مرتبه برق میزند، شهر را تماشایی می کند. توکیو با روشنایی نئون و معماری معاصر یگانه پر شده است. و مانند نیویورک معمولا در فیلمها به خاطر زیبایی و چشم نواز بودن آن به تصویر کشیده می شود. یک واقعیت جالب: توکیو بزرگترین ناوگان هلی کوپتر دنیا را برای فائق آمدن به شرایط غیر عادی ترافیک را در خود دارد.
جمعیت: 32.0 میلون نفر

 

6- سنگاپور: یکی از خوش نقشه ترین و تمیزترین پایتختهای دنیا در جهان، که گویا از اول با یک مدل معماری شهری به دنیا آمده است، پایتخت سنگاپور است. ساختمانها به دلیل محدودیتهای کنترل ترافیک هوایی نباید بیشتر از 280 متر ساخته شوند و این باعث به وجود آمدن ساختمانهای بلند (البته نه خیلی بلند) و سازگار از نظر ارتفاع و مدل شده است که افق آنرا بی همتا کرده است: سه ساختمان با ارتفاع دقیق 280 متر و 5 ساختمان دیگر با ارتفاع بالای 200 متر. ساختمانها عموما به رنگ روشن هستند و پهنای وسیعی از فضاهای سبز در اطراف مرکز شهر وجود دارد. این شهر جنوب شرق، قطعا در نوع خود بی نظیر است.
جمعیت: 3.8 میلون نفر

7-تورنتو- کانادا: تورنتو محل برخورد و ملاقات اقوام و ملیتهای گوناگونی است. تورنتو مرکز تجاری کانادی است. بزرگترین شهر کشور با افقی قابل رقابت. تورنتو 7 ساختمان با ارتفاع بیش از 200 متر شامل ارتفاع شگفت آور 553 متری برج CN دارد، که معمولا به عنوان بلندترین بنای ساده در جهان مورد اشاره است، در صورتی که اساسا این درست نیست، (زیرا دکلهای بلندتر از آن وجود دارد). برج CN وسیع ترین سطح مشاهده را در کل دنیا دارا می باشد، که افق شهر را، بی درنگ قابل شناسایی کرده است.
جمعیت: 5.1 میلون نفر

8- کوالالامپور- مالزی: شاید این برانگیزنده و موثرترین شهر در تمام دنیا است که کمتر از دو ملیون نفر ساکن در خود دارد. در اینجا ساختمانهای مدرن سر به آسمان کشیده اند، حال آنکه افق شهر شلوغ و متراکم نیست و این به ساختمانها اجازه می دهد که بلندپروازی کرده و نمایان تر شوند. کوالا لامپور سه تا از 25 ساختمان بلند دنیا را در خود جای داده است، مثل برجهای دوقلو، برجهای پرتونوس و همچنین برج 420 متری منارای کولالامپور.
جمعیت: 1.5 میلون نفر

9- شنزن- چین: دهکده ماهیگیری کوچکی که در سال 1970 در حاشیه هنگ کنگ واقع بود، امروز یک کلان شهر با بیش از 4 ملیون نفر جمعیت و 13 ساختمان با بیش از 200 متر ارتفاع شامل مربع شان هینگ (هشتمین ساختمان بلند دنیا) است. شنزن بعد از غروب آفتاب یک شگفتی از نورهای شگفت آور است. شما واقعا نمی توانید تشخیص بدهید که شما در یک بازی ویدیوئی هستید یا یک شهر واقعی!
جمعیت: 4.2 میلون نفر

10- سئول - کره جنوبی: آسمان خراشهای این شهر به چند دسته تقسیم می شوند: بخش تجارتی اصلی و بخش سکونتی. بیشتر رشد اخیر در این ساختمانها متعلق به ساختمانهای مسکونی بالای 60 طبقه بوده است. در سئول 10 ساختمان بالای 200 متر موجود است و سایر ساختمانها با ارتفاع یکسان شبیه به یک دیوار به نظر می رسند که آنرا از بقیه متمایز می کند. سئول جایی است که شرق کهن با غرب مدرن به هم پیوسته اند.
جمعیت: 20.8 میلون نفر

11- سائو پائولو- برزیل: در اینجا آپارتمانها و ساختمانهای زیادی به صورت فشرده و نزدیک به هم  مانند سوزنهایی در زمین فرو رفته اند. سائو پائولو جمعیتی بالغ بر 18 ملیون نفر دارد. با اینکه ساختمانها خیلی خیلی بلند نیستند (تنها یک ساختمان با ارتفاع بالای 200 متر) اما این چشم انداز مانند یک پشته از ساختمان ها است. سائو پائولو ناوگانی با بیش از 500 هلی کوپتر دارد که دومین ناوگان هلی کوپتر دنیاست.
جمعیت: 18.3 میلون نفر

12- سیدنی- استرالیا: سیدنی، ویترین شهرهای استرالیا، شناختنی و آشناترین افقهای دنیا را به خاطر بندرگاه مشهور خود دارد که اغلب از آن به عنوان زیباترین بندر طبیعی جهان یاد می شود. بندر سیدنی خلیج ها و لنگرگاه های بسیاری دارد. این شهر با پل تاریخی بندر و خانه اپرا و خط ساحلی مانند گل خود به یاد آورده می شود. سیدنی 8 ساختمان بالای 200 متر دارد.
جمعیت: 4.2 میلون نفر

13- فرانکفورت- آلمان: قطعا یکی از جالب ترین شهرهای اروپا در زمینه چشم انداز افق آن فرانکفور است که خانه 5 ساختمان بالای 200 متر می باشد. این آسمان خراشهای مدرن معمولا در شهرهای اروپایی یافت نمی شوند. در این شهر کنتراست بسیار جالبی وجود دارد: شهر تشکیل شده از معماری سنتی اروپایی با ساختمانهای کوتاه ( که بعضی از آنها بیش از 1000 سال قدمت دارند) و برجهای مدرنی که از بین آنها سر برآورده اند. اما به هر حال این برانگیزنده احساسات است.
جمعیت: 654 964 نفر
(مقدار صحیح این جمعیت را آقای ادریس از فرانکفورت برای ما ارسال کرده اند که بدین وسیله از ایشان تشکر می کنیم.)

14- دوبی- امارات متحده عربی: آیا این یک سراب در خاورمیانه است؟ به نظر می رسد در میان بیابانهای خاورمیانه، در ورای ناکجا آباد شهری دیده میشود! اینجا دوبی است، که مدرن ترین معماری را در دنیا عرضه میکند. مکان بلند مرتبه ترین هتلها و ساختمانهای مسکونی در جهان و در حال حاضر طرح ساخت بلندترین ساختمان جهان را در آینده دارد. وقتی که شهر متراکم نباشد، هر ساختمان جالبی و شگفتی خاص خود را خواهد داشت. تمام ساختمانهای بالاتر از 200 متر این شهر بعد از 1999 ساخته شده اند و این نشان می دهد که این شهر تا چه حد جدیدالتاسیس است.
جمعیت: 1.6 میلون نفر

15- گوآنگژو- چین: شاید به عنوان آخرین انتخاب، بد نباشد که کسب اطلاعات بیشتر و قضاوت در مورد تصویر این شهر چینی را به خود شما واگذار کنیم.
جمعیت: 4.1 میلون نفر

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.